عبد الحسين نوايى

249

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

وى از راه ساوه به نوبران رسيد و ساوه را نيز تصرف كرد . درين موقع چون محمد على ميرزا شكست خورده بود سالار الدوله تلگرافى با عنوان « اعليحضرت ما » خطاب به « مجلس من » و « وزراء من » نمود . ( كه شرح آن را بعد به تفصيل خواهيم گفت ) . بالاخره يفرم كه فاتحانه از جنگ ورامين بازگشته بود ، به اتفاق بختياريها در برابر اين ديوانهء زنجيرى به دفاع پرداخت و با قواى خود كه بيش از 2000 نفر نبود با عمده قواى سالار الدوله در ده كوچك ولى معروف باغ‌شاه مقابل گرديد . از همراهان وى سردار بهادر ( جعفر قلى خان سردار اسعد بعد ) و سردار جنگ و سردار محتشم بودند جنگ بين قواى مليون و قشون شاهزادهء ياغى كه بيش از شش‌هزار نفر بودند درگرفت . درنتيجه سالار الدوله پس از تحمل تلفات زياد يعنى در حدود پانصد نفر مقتول و 200 مجروح مغلوب و منهزم گرديد و آرزوى وى در تسلط بر تخت و تاج مانند حباب زودگذرى از ميان رفت . تلفات قواى دولتى درين جنگ فقط دو نفر كشته و شش نفر مجروح بود . شش عراده توپ و مقدار فراوانى فشنك و مهمات به تصرف قواى دولتى درآمد . عامل عمدهء اين فتح نيز باز يپرم بود و مجلس هم به پاس خدمات وى در بازگشت به طهران ، وى را به اعطاى يك شمشير مرصع و فرماندهى افواج شمال و ماهى سيصد تومان مواجب سرافراز كرد . بدين‌ترتيب دو غائلهء بزرگ به همت مليون و فداكارى مجلس و سران بختيارى و يپرم و ساير آزاديخواهان از ميان برداشته شد هرچند كه سالار الدوله به كلى ريشه‌كن نشد . تا اين‌كه بعدها سالار الدوله بار ديگر به ايران حمله كرد و اين‌بار خود را شاه خواند و سكه زد و نقش سكه‌اش چنين بود ، بر روى سكه : السلطان ابو الفتح شاه قاجار و بر پشت سكه : سكه بر زر مىزند سالار دين * ياورش باشد امير المؤمنين